Sunday, July 27, 2008
I will standup
to all the good guys who always expected me to standup for myself and for others; here comes "no more disappointment":
"It's never too late." & " Sure I will."
عمله ها
یه دلیل پیدا کردم برا دوباره اینجا نوشتن و اونم توصیف واژه عمله هست. داستان ساده و خلاصه اینکه وقت بچگی من دستمزد روزانه یه عمله را از بزرگترها پرسیدم و بعدش نشستم محاسباتم را انجام دادم و فهمیدم که عمله-ها میتونند درآمدی بالاتر از کارمندان و معلمان داشته باشند. بعدش نتایجو به بزرگترها نشون دادم که بپرسم پس چرا اینها اینقدر "بدبختند". جواب این بود که اینها هروقت خرج یه ماهشون درآد میرن خونه میشینند تا وقتی دوباره بدهیها بالا بره.
این بود تعریف عمله برای پست قبلی.
Monday, July 21, 2008
بازگشت کودکی
دیشب بعد از یکروز و نیم مطالعه برای امتحان حقوق و اخلاق تازه فهمیدم که زیادی کم وقت دارم و تصمیم گرفتم که امتحان را عقب بندازم. حالا این هیچ، بعدش توی این هوای خنک تابسونی دراز کشیدم و ناگهان کشف کردم که سر جمع جوانی بامزه و خنده داری داشتم!!!
اینم باز هیچ، الان که با خوشحالی و تو هوای ناب کله سحر از خواب پاشدم کشف کردم (یا ملهم شدم) که " نه قطعا از کنارش رد نشدم" و خیانم راحت شد. مکاشفه دوم اینکه کلا با خوش شانسی خاصی آدمها را میبینم.
میگم یک و نیم روز کار فکری اینقدر به مزاجم ساخته؟؟!! بلکه! یواش یواش وقتشه که "عادات عملگی" ده پونزده سال اخیرو پشت سر بزارم و یه قدم دیگه به سوی بچگی برگردم.
Subscribe to:
Posts (Atom)
